ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

234

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

سلطان محمود نيز بهروز را از شحنگى معزول كرد . اميرانى كه در خدمت سلطان محمود بودند برسقى را مىخواستند و نسبت به او علاقه و تعصبى داشتند . بر عكس از مجاهد الدين بهروز بدشان ميآمد و به قرب و منزلتى كه در نزد سلطان محمد داشت رشك ميبردند . و مىترسيدند از اينكه پيش سلطان محمود نيز پيشرفت و نفوذ بسيار بهم رساند . وقتى آقسنقر برسقى به شحنگى بغداد رسيد ، بهروز به تكريت [ ( 1 ) ]

--> [ ( ) ] دوم قرن پنجم بعد از ميلاد شمرده‌اند . ولى در واقع اين شهر بسيار قديمىتر بوده است . و در دوره آشورىها بنام خلمنو ( Xalmanu ) وجود داشته است . اطرافش بسيار حاصلخيز است و چشمه‌هاى گوگردى نيز دارد و خاصه انجير آن ( شاه انجير ) در مشرق زمين معروف بوده است . در سال 19 هجرى قمرى كه اعراب آن را گرفتند شهرى بسيار پر رونق بود . و اين حال در قرون اوليه اسلام نيز برقرار بود . حلوان باروئى با هشت دروازه و مسجدى بزرگ داشت . و يهوديان كنيسه معتبرى در خارج باروى شهر داشتند . در اواخر قرن چهارم هجرى قمرى سلسله‌اى كمابيش مستقل در حلوان بر سر كار آمد كه دومين امير آن ( 401 - 437 هجرى قمرى ) فارس بن محمد بود و گرفتار ابراهيم اينال سلجوقى گرديد . ابراهيم حلوان را گرفت و تاراج كرد و بسوخت . حلوان چند بار ، از جمله در سال 544 هجرى قمرى دچار زلزله شد . و از قرن هفتم هجرى قمرى ويران بود . ( دائرة المعارف فارسى ) [ ( 1 ) ] - تكريت ( به فتح يا كسر تا ) : شهرى است كه آن را بنام تكريت ، دختر وائل ، ناميده‌اند . ( منتهى الارب ) شهرى است به اقليم چهارم . قلعه‌اى محكم دارد كه از بناهاى اردشير بابكان است و درسى فرسخى بغداد واقع است بر غربى دجله منسوب به تكريت بنت وائل ، خواهر بكر ابن وائل كه دياربكر به دو منسوب است و بعضى آن را از ديار عراق عرب و برخى از ارمنيه شمارند ( انجمن آراء ) شهرى است ميان موصل و بغداد . و به بغداد نزديك‌تر است . تا بغداد